عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
515
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و قالون البيوت بكسر با خوانند باقى قرا بضمّ با ، فالكسر لمكان الياء و الضم على الاصل مفسران گفتند كه - در جاهليت عادت داشتند كه از حج باز آمد نديد از بام سراى خويش در سراى آمد نديد ، نه از در سراى ، و به آن تعظيم حج ميخواستند و كراهيت داشتندى پشت بر گردانيدن ، از آن رب العالمين ايشان را فرمود تا اين سنت و عادت جاهليت دست باز دارند ، و ايشان را خبر كرد كه - اين نه نيكى و پارسايى است ، اگر نيكى و پارسايى ميخواهيد به آن پس بيان كرد كه پارسايى و نيكى چيست ، گفت وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى . . . - پارسايى و نيكى آنست كه آزرم اللَّه نگه داريد و از خشم او بپرهيزيد ، و قيل معناء - و لكنّ البر برّ من اتّقى لكن پارسايى پارسايى آن كس است كه از خشم و عذاب خداى بپرهيزيد . وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها . . . - و بخانهها كه در آئيد از در درآئيد و آزرم اللَّه نگه داريد ، و از خشم او بپرهيزيد تا به نيكى دو جهان رسيد . وَ اتَّقُوا اللَّهَ - چون بر اللَّه رسيد لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ به پيروزى و رستگارى و خشنودى به روى رسيد . ابو عبيده در معنى آيت گفته است - ليس البرّ بان تطلبوا المعروف من غير اهله . وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها - اى اطلبوا المعروف من اهله - هر معروفى را جايى هست ، و هر كارى را رويى و هر برّى را محلى و اهلى ، چون نه بجاى خويش و نه از اهل خويش طلب كنى برّ نباشد ، برّ آنست كه از اهل خويش طلب كنى . مصطفى ع بر وفق اين گفت « اطلبوا المعروف من اهله » « اطلبوا الخير عند حسان الوجوه » وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ . . . الآية . . . - اول آيتى كه فرو آمد در قتال و جهاد با كافران اين آيت بود ، و مصطفى ع بر موجب اين آيت جنگ ميكرد ، هر كس از كافران كه بجنگ آمدى با وى جنگ كردى ، و اگر نه ابتدا نكردى ، چنانك گفت وَ لا تَعْتَدُوا اى لا تبدوا و لا تفجأوهم بالقتال ، ناگاه ايشان را مكشيد پيش از آن كه